وجود درختان در اطراف کلانشهر تهران به ضرورتی غیر قابل انکار تبدیل شده است.بطوریکه در سالهای اخیر شاهد طرحهای فراوانی برای گسترش فضای سبز و افزایش تعداد در ختان از جمله کمربند سبز پایتخت و غیره... در این شهر بوده ایم.

البته همیشه زمین خواری و از بین بردن این درختان وجود داشته.واضحترین این اتفاقات را در شهرک زیتون و آتش سوزی های عمدی در خجیر شاهد بوده ایم.این اقدامات خلاف قانون اگر چه در معرض دید مسئولین اتفاق افتاده اما متاسفانه کمتر شاهد برخورد قاطع آنان بوده ایم و این مسئله گاهی موجب دست درازی روز افزون افرادی شده که خواسته یا ناخواسته اقدام به تخریب محیط زیست در تهران میکنند.البته در این میان قطع پنهانی درختان به مشکلی جدی بدل شده...
متاسفانه در روزهای اخیر اخباری از "مجتمع فرهنگی اردویی کشوری شهید باهنر" در کلکچال تهران به دست رسیده راجع به قطع پنهانی و پراکنده ی درختان 70 ساله ی چنار در باغ درختان این اردوگاه!
این باغ درختان حدود 200 هکتاری که بیش از 70 سال قدمت تاریخی دارد و در گذشته متعلق به "منظر بانو" از بزرگان طایفه ی قاجار بوده ، اکنون جز محدوده ی این اردوگاه به حساب می آید.طبق تحقیقات انجام گرفته مشخص شده است که کارشناس این بخش یک فوق دیپلم منابع طبیعی است!
همچنین خبرهایی از بریده شدن درختان میوه در این باغ منتشر شده است.
مسئولین باغ دلایل قطع درختان را بیماری درختان و هرس درختان مثمر اعلام کرده اند.جالب اینکه از چوب درختان قطع شده به بهانه ی بیماری در کارگاه نجاری اردوگاه استفاده میشود و یا چوب درختان به صورت پنهانی سوزانده میشود! با توجه به اینکه این مسئله حدود 1 ماه است که ادامه دارد و مسئولین مدرکی برای اثبات بیمار بودن درختان ندارند به نظر می رسد به عکس العمل سریع مقامات نیاز است.
در اینجا سوالهایی پیش می آید:
1.چرا در این رابطه با آموزش و پرورش که قاعدتا مالک باغ است مکاتبه ایی صورت نگرفته است؟
2.در عکسهای درختان قطع شده اثری از بیماری دیده نمی شود.حتی در برخی عکسها مشاهده میشود که درختان قطور و سالمی بدون هیچ آثاری از بیماری دیده میشود! پس چه دلیلی برای بیماری دارید؟
3.چرا از درختان بریده شده در کارگاه نجاری اردوگاه استفاده میشود؟ مگر نه اینکه این درختان بیمارند؟ و یا اینکه چرا درختان به صورت پنهانی سوزانده میشوند؟
4.مگر فصل پاییز فصل هرس کردن درختان است؟
به نظر میرسد این اقدام غیر قانونی و بدون کارشناسی دلایل پشت پرده ی دیگری دارد که باید توسط مقامات ذیربط مورد بررسی قرار گیرد.
سازمان جهاني حفاظت از منابع طبيعي يكي از بزرگترين و مهمترين شبكههاي حفاظت از محيطزيست جهاني است.
اين سازمان اتحادي است متشكل از 83 كشور، 110 آژانس دولتي، بيش از 800 تشكل غيردولتي و 10هزار دانشمند و كارشناس از 181 كشور كه به صورت مشاركت جهاني فعاليت ميكنند.
ماموريت اصلي اين سازمان جهاني تحت تاثير قرار دادن، تشويق و ترغيب جوامع دنيا است تا علاوه بر حفظ تنوع زيستي، روند استفاده از منابع طبيعي را بر اساس معيارهاي اکولوژيک متعادل کند.
سازمان جهاني حفاظت از منابع طبيعي بر پايه يك سازمان چند فرهنگي و چند زباني بنا شده است. اين سازمان 1100 ستاد در 40 كشور دنيا دارد و دفتر مركزي اين سازمان در كشور سوييس است.
نام كامل اين سازمان" The International Union for the Conservation of Nature and Natural Resources" است اما بسياري از سال 1990 به آن " سازمان جهاني حفاظت از محيط زيست"”IUCN” گفتهاند.

اين سازمان در سال 1948 با عنوان اتحاديه بينالمللي حفاظت از طبيعت “IUPN” به دنبال كنفرانس بينالمللي در فرانسه بوجود آمد اما در سال 1956 به نام سازمان جهاني حفاظت از محيط زيست تغيير نام داد.
تا هنگامي كه ايده حفاظت از محيط زيست در دهههاي گذشته با سعي و كوشش و در جهت حفظ منافع سياسي انجام ميشد، ملتها تمايل كمتري براي همكاري با اين سازمان داشتند.
حدود 16 هزار گونه از حيوانات و گياهان در خطر انقراضاند و بسياري از اكوسيستمها، تالابها، جنگلها در حال انحطاط و تخريب هستند در حالي كه ما ميدانيم اكوسيستمهاي طبيعي منابعي با ارزش در اختيار انسان قرار ميدهند.
مهمترين كاركردهاي اكوسيستم كمك به كاهش فقر و افزايش فرصتهاي توسعه اقتصادي براي جوامع است. گسترش اين تفكر نيازمند يكپارچگي در تصميمها و عملكردهاي منطقهاي، ملي و بينالمللي سياستگذارها در همه ردهها و همچنين در رهبران اقتصادي است.
سازمان جهاني حفاظت از منابع طبيعي (IUCN) به دنبال افزايش درك علمي فرصتهايي است كه طبيعت در اختيار انسان قرار ميدهد. اما اين سازمان جهاني ميداند اين درك تنها از طريق راههاي عملي چون همراهي دانشمندان، سياستگزاران، رهبران اقتصادي و NGها و تغيير ارزشهاي جهاني و نحوه استفاده از منابع طبيعي تحقق خواهد يافت.
اين سازمان از طريق حمايت و توسعه علوم جديد حفظ محيط زيست، استفاده اين علوم در پروژههاي بينالمللي و برقراري ارتباط بين نتايج بدست آمده در تحقيقها با سياستهاي منطقهاي، ملي و بينالمللي از طريق گفتوگوي بين دولتها و جوامع شهري و بخش خصوصي به دنبال حفظ محيط زيست است.
اولويت برنامه فعلي سازمان جهاني حفاظت از محيط زيست (2008-2005) بازشناسي راههاي امرار معاش -به خصوص براي فقرا- از طريق مديريت پايدار منابع طبيعي است.
اين سازمان در پروژههايش، مفهوم مديريت اكوسيستم جهت حفظ تنوع زيستي و معيشت پايدار وابسته به منابع طبيعي مستقيم را به كار ميبرد و سازمان تلاش ميكند تا اكوسيستمها را مديريت و بازسازي كند و همچنين نحوه زندگي اجتماعي و اقتصادي مردم را بهبود بخشد.
اين سازمان به عنوان بزرگترين شبكه دانش زيست محيطي تا كنون به 75 كشور براي حفظ منابع طبيعي و تدوين استراتژيهاي تنوع زيست محيطي كمك كردهاست.
از ديگر اقدامات سارمان جهاني حفاظت از محيط زيست ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
ديدهباني گونههاي گياهي و جانوري كشورهاي جهان براي قرار دادن در فهرست قرمز سازمان جهاني حفاظت از محيط زيست (IUCN Red List)
همكاري و حمايت ارزيابي اكوسيستم هزاره [مفاهيم: اهداف توسعه هزاره چيست؟]
تشكيل جلسات و همايشهاي بينالمللي براي اتفاقات زيست محيطي به مانند كنگره پارك جهاني در سال 2003
انتشار دستاوردهاي علمي سازمان و كارشناسان در زمينه محيط زيست در سراسر جهان
ارائه توصيه و پشتيباني فني دولتها، سازمانها و كميسيونهاي بينالمللي و ديگر گروهاي سياسي مانند G8 و G77.
ارزيابي و معرفي تمامي سايتهاي فعال در زمينه ميراث طبيعي جهان.
همكاري فني براي ايجاد تنوع زيستي و برنامه عمل كشورها
آماده سازي زمينههاي حمايت كشورها در زمينه قوانين حمايت از محيط زيست و تدوين استراتژيهاي مديريت منابع طبيعي
عضويت ايران در IUCN:
1- هيات وزيران در جلسه مورخ 4 اسفند 1352، بنا به پيشنهاد شماره 18/ 7588، مورخ 3 آذر 52 وزارت امور خارجه اجازه داد اقدامهاي لازم از طرف وزارت امور خارجه براي عضويت ايران در سازمان بينالمللي حفاظت از طبيعت و منابع طبيعي به عمل آيد.
2- پس از يك دوره تعليق چند ساله، ادامه عضويت ايران در اتحاديه مذكور در تاريخ 3 آذر 1370 به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيد.
درحالي كه آبسنگهاي مرجاني متنوعترين اكوسيستمهاي جهان هستند، جديدترين خبرها از جنوب ايران حاكيست تخريب اين ذخاير جهاني به شدت در حال انجام است و سازمان حفاظت محيط زيست نيز عليرغم تلاشهاي خود، به دليل نبود گارد ساحلي و امكانات وتجهيزات لازم، هنوز نتوانسته است نظارت كاملي بر آنها داشته باشد، به شكلي كه به گفته مسؤولان اين سازمان، بسياري از شركتهاي نفتي حتي اجازه بازديد از پروژههاي خود را به اين سازمان نداده و عمليات اجرايي برخي طرحها در اين زمينه برخلاف گزارش ارزيابي ارايه شده اجرا ميشود و برخي ديگر هم گزارش ارزيابي ارايه نميكنند.
دكتر نبوي، مديركل دفتر محيط زيست دريايي سازمان حفاظت محيط زيست در اين خصوص به ايسنا ميگويد: آبسنگهاي مرجاني جزو ذخاير زيستي جهاني محسوب ميشوند و از جايگاه بالايي به لحاظ ارزشي برخوردارند، ضمن اينكه اين اكوسيستمها بهترين شاخص سنجش سلامت آب دريا هستند، به شكلي كه به تغييرات محيطي بسيار حساس بوده يعني ايجاد هرگونه تغييري در پارامترهاي فيزيكي درياها، بر آنها اثرگذار است.

وي ميافزايد: در سالهاي اخير اين اكوسيستمها به دليل ساختوسازهاي بدون ارزيابي زيستمحيطي مانند اسكلهسازي، احداث پلتفروم، نصب خطوط انتقال نفت و گاز و دستبرد به اين ذخاير و ... مورد تهديد قرار گرفتهاند، همچنين آلودگيهاي نفتي خصوصا جنگ خليجفارس در دهه 90 و انفجار تعداد زيادي از چاههاي نفت عراق موجب شد تا بخش عظيمي از سواحل آبسنگ عربستان، كويت و ساير كشورهاي حاشيهاي از بين بروند.
مديركل دفتر محيط زيست دريايي سازمان حفاظت محيط زيست با اشاره به اين كه آبسنگهاي مرجاني در مناطق خارك، خاركو، كيش، نايبند، قشم، هندورابي، لارك، تنب بزرگ و كوچك، ابوموسي، فارو، بني فارو، سيري و ... وجود دارند، به ايسنا ميگويد: متاسفانه اين آبسنگها براي استفاده در آكواريومها و ماهيان آنها كه كاملا به آبسنگها وابسته هستند به دليل نقص قانوني قاچاق ميشوند به شكلي كه ماهيان اين ذخاير حتي تا500 هزار تومان به كشورهاي عربي به فروخته ميشود.
وي عمدهترين منابع آلودگي در خليجفارس و درياي عمان را نفت و تركيبات نفتي عنوان و تصريح ميكند: متاسفانه شركتهاي نفتي بر خلاف گزارش ارزيابي خود اقدام ميكنند و نظارت دقيقي در اين زمينه انجام نميشود و در برخي موارد نظارت مقدور نيست.
مديركل دفتر محيط زيست دريايي سازمان حفاظت محيط زيست با تاكيد بر اين كه مرجانها در معرض نابودي هستند، ميافزايد: متاسفانه توسعه ناپايدار در دريا موجب شده بسياري از مرجانهاي جنوب كشور نابود شوند كه اين امر زنگ خطري براي ماست.
وي ميگويد: متاسفانه در خورها و سايتهاي صنعتي بويژه بندرعباس، بوشهر و شمال خليجفارس يعني بندر امام(ره) و ماهشهر پسابها، فاضلابها و مواد آلاينده بدون تصفيه و به صورت مستقيم وارد دريا ميشود، در حالي كه سايتهاي شيلاتي ما هم در همين مناطق يعني بوشهر، بندرعباس و خور موسي واقعند كه اين امر تاثيرات منفي بر جانوران دريايي خواهد گذاشت.
مهندس صديقي، معاون دفتر محيط زيست دريايي سازمان حفاظت محيط زيست با اشاره به اين كه پروژههايي در كشور انجام ميشود كه تخريب شديد صخرههاي مرجاني را در پي دارد ميگويد: مرگ بيصداي مرجانها در حال پديد آمدن است.
ي به پروژههاي تخريبكننده آبسنگهاي مرجاني در جنوب كشور اشاره كرده و ميگويد: پروژه خشك كردن دريا يكي از عوامل تحريب آب سنگهاي مرجاني است كه در اين زمينه ميتوان به توسعه فرودگاه جزيره خارك كه در شرق اين جزيره در حال انجام است، اسكلهسازي و بندرسازي طرح توسعه بندرشهيد رجايي بندرعباس و شهيد بهشتي چابهار كه به شدت دريا را خشك كرده و مناطق مرجاني را زير خاك برده و تا چند كيلومتر شعاع اطراف آن تمامي مرجانها را از بين ميبرد، طرح توسعه بندر در شمال جزيره كيش، هتلسازي و ايجاد تاسيسات در شرق اين جزيره كه بهترين منطقه مرجاني خليجفارس است و ... اشاره كرد.
معاون دفتر محيط زيست دريايي سازمان حفاظت محيط زيست آلودگيهاي نفتي را از ديگر عوامل نابودي آب سنگهاي مرجاني خوانده و ميگويد: آلودگيهاي مختلف از جمله استخراج نفت از سكوهاي ابوذر و سلمان كه به جزيره خارك جهت تصفيه منتقل ميشوند و پساب آنها مستقيما به دريا ريخته ميشود و مجتمع پتروشيمي خارك (متانول خارك) كه مواد شيميايي خطرناكي وارد دريا ميكند نيز موجب تخريب اين اكوسيستمهاي حساس شدهاند.

وي با اشاره به مطالعات انجام شده در خصوص فلزات سنگين در جزيره خارك و خاركو كه يكي از بهترين و گسترهترين مناطق مرجاني در جنوب ايران است تصريح ميكند: اين مطالعات نشان ميدهند كه پسابهاي خروجي نفتي در اين مناطق چندين برابر حد مجاز (بيش از 10 برابر) است كه باعث نابودي ذخاير مرجاني شده است.
معاون دفتر محيط زيست دريايي سازمان حفاظت محيط زيست ميگويد: در منطقه عسلويه و خليج نايبند كه به عنوان پارك ملي محسوب ميشود و محل مهاجرت پرندگان آبزي و كنارآبزي است و بايد از درجه حفاظتي بسيار بالا برخوردار باشد، فازهاي 12 و 13 طرح توسعه پارس جنوبي در حال اجراست و چندين اسكله و بندر با پيشروي در دريا احداث و صدها تن سنگ و خاك براي طرح توسعه اين بخش به دريا تخليه شده است.
وي با اشاره به اين كه احداث پالايشگاه، پتروشيمي و مجتمعهاي صنعتي و ... در اين منطقه موجب افزايش شديد كدورت آب شده است، به ايسنا ميگويد: بزرگترين عامل تخريب مرجانهاي اين منطقه مجتمعهاي شيميايي و پتروشيمي هستند كه متأسفانه كه ضايعات و پسابهايي با حجم بسيار زياد و سميت بسيار بالايي توليد و بدون هيچگونه تصفيه مستقيما به دريا تخليه ميكنند كه براي نمونه ميتوان به مجتمع پالايش گاز فاز 6 پارس جنوبي كه توسط شركت آجيپ ايتاليا ساخته شده و در حال تحويل به شركت گاز است اشاره كرد.
صديقي ميافزايد: اين مجتمع حدود يك ساله است كه روزانه 5 تا 6 تن محلول شيميايي كاستيك يا سود سوزآور را مستقيما به دريا تخليه ميكند و ميزان تخليه اين پسابها آنقدر زياد است كه تا شعاع چند صد متري هرگونه موجود زنده از بين رفته است كه سازمان حفاظت محيط زيست در اين زمينه اقدام كرده تا عمليات خروج پسابهاي اين كارخانه هرچه سريعتر متوقف شود.
وي ميگويد: همچنين ساخت و سازها در اطراف خليج نايبند موجب افزايش كدورت آب و نابودي بسياري از مرجانهاي اين منطقه شده است، به شكلي كه مرجان زنده در اين مناطق بسيار كم ديده ميشود.
منبع:روزنامه همشهری
به گفته يكي از دانشمندان علوم فضا، ما به فضا رفتيم كه به زمين نگاه كنيم.
به راستي بزرگترين فايده قدمنهادن انسان به فضا، نگرش و مشاهده كره مسكوني
ما - يعني زمين پر بركت و گهواره حيات - بوده است.
حقيقت اين است كه فناوري فضايي چهرهاي از كره زمين را نشان داده كه تابهحال از نظر، مخفي بوده است.
با اين فناوري ميتوان از فواصل 300 تا 400 كيلومتري و ماوراي آن به زمين نگريست و آنگاه عكسهاي ارسالي را با دقت مطالعه و مشاهده كرد. در مقايسه اين عكسها ميتوان تغييراتي كه در طول سال فصل يا يك هفته در جنگلها، بركهها، و مراتع يا كوهها روي ميدهد، مشاهده كرد. اين عكسها طي دهههاي متوالي چهره متغير زمين را به نحو هشداردهنده نمايش دادهاند.

از روز بيستم فروردين ماه امسال به مدت 4 روز كنفرانس ايجاد شبكه نظارت بر تنوع زيستي جهان در شهر زيبا و قديمي «پوتسدام» در آلمان برگزار شد و براي نخستين بار سازمانهاي فضايي آمريكا و اروپا در آن مشاركت داشتند. حقيقت اين است كه به گفته مقامات سازمانهاي هوافضايي، هدف از تشكيل اين تشكيلات هزينهبر و پيشرفته - كه به روياهاي قديمي انسان مانند فرودآمدن بر سطح ماه واقعيت ميبخشند- تحقيقات صرف بوده ولي تحقيقات تنها بدون كاربرد، ارزش چنداني نخواهد داشت.
با اين تفاصيل،مراكز تحقيقات فضايي در آمريكا و اروپا اقدام به تشكيل هستههايي با مشاركت متخصصان محيطزيست كردهاند، تا از اين همه اطلاعاتي كه طي سالها انباشته شده است به نفع حفاظت از محيطزيست كره زمين استفاده كنند. مثلا تغييرات وسعت درياچه اروميه، جنگلهاي شمالي و تالاب انزلي را به سهولت ميتوان از روي مقايسه عكسهاي سالهاي متوالي ارزيابي كرد.نكته بسيار قابل توجه در اين كنفرانس، شركت فعالانه متخصصان محيطزيست از كشورهاي در حال توسعه بود.
سالهاست كه متخصصان اين كشورها كه عمر خود را در دل طبيعت، نقاط دورافتاده و محلهاي صعبالعبور، به منظور مطالعه حيات وحش، صرف ميكنند، هيچ سهمي در تصميمگيريهاي بينالمللي نداشتهاند ولي در اين كنفرانس، بالاخره بر اين نكته وقوف حاصل شد كه اگر براي حفاظت از ميراث طبيعي جهاني فكر كنيم، ناچاريم از مطالعات محلي به منطقهاي و از آن به مطالعات قارهاي و بالاخره به حفاظت از كل جهان برسيم.
امروز ديگر جانورشناسان، گياهشناسان و كارشناسان ايراني محيطزيست ميدانند كه نتيجه تحقيقات آنان ديگر مهجور نيست و در تصميمگيريهاي بينالمللي براي حفاظت از تنوع زيستي جهان، كارساز است.

مقامات رسمی برزیل می گویند جنگل های بارانی آمازون، با دو برابر سرعت نسبت سال گذشته در حال تخریب و نابودی هستند.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتد پرس، مقامات دولت برزیل دلیل اصلی این امر را بالارفتن قیمت های جهانی غذا می دانند. به عقیده آن ها، این مسأله باعث شده است که کشاورزان و گله داران با سرعت بیشتری جنگل های آمازون را تخریب کنند تا در آن به کشت و زرع بپردازند و یا بخش هایی از آن را به چراگاه تبدیل کنند.
مقامات دولتی برزیل می گویند 756 کیلومتر مربع از آمازون در ماه اوت نابود شده است. این رقم 228 درصد بیش از میزان تخریب جنگل های آمازون در اوت سال گذشته است.
انستیتو ملی تحقیقات فضایی برزیل توسط ماهواره به عکس برداری از جنگل های آمازون پرداخته است. تصاویر گرفته شده نشان می دهند که میزان و سرعت تخریب جنگل ها بیش از حد انتظار مقامات دولتی بوده است.

درختان اطراف کاخ احمدشاهی در مجموعه فرهنگی - تاریخی سعدآباد قطع شده است.این محوطه که در اختیار بسیج قرار دارد زیرنظر مستقیم مدیر مجموعه سعد آباد نیست. عشرت شایق مدیرمجموعه سعدآباد با اظهار بی اطلاعی نسبت به قطع درختان مجموعه کاخ احمدشاهی می گوید: «قسمت شمال کاخ زیرنظر بسیج است. این بخش فنس کشی شده است و در کاخ مجموعه سعدآباد به اندازه کافی دغدغه حفظ گیاهان وجود دارد.»
او از معضل کم آبی در مجموعه سعدآباد می گوید: «خشکسالی گیاهان مجموعه سعدآباد را که بخش زیادی از آن جزء گیاهان منحصر به فرد است، دچار مشکل کرده است.»
مشخص نیست چه تعداد از درختان ارزشمند مجموعه سعد آباد تا به حال از بین رفته است. هیچ یک از مسوولان محیط زیست یا میراث فرهنگی اجازه ورود به این محوطه را ندارند.
در حالی که عشرت شایق از بازگشت کاخ احمدشاهی به مجموعه تفریحی - فرهنگی سعدآباد در همین روزها خبر می دهد برخی کارکنان کاخ موزه های سعدآباد معتقدند قطع کنندگان درختانبه دنبال ایجاد فضایی برای ساخت یک بنای جدید به جای کاخ احمد شاهی هستند.
سال هاست کاخ احمدشاهی در ضلع شمال مجموعه سعد آباد در اختیار بسیج و سپاه قرار دارد و مردم عادی نمی توانستند از این کاخ دیدن کنند. قرار است به زودی کاخ احمد شاهی از بسیج بازپس گرفته شود و بعد از مرمت برای بازدید عموم مردم آماده شود. عشرت شایق به این نکته اشاره می کند: «ساختمان دیگری در محوطه ویژه بسیج وجود ندارد و نمی دانم بعد از واگذارشدن کاخ، نیروهای بسیج در چه ساختمانی مستقر می شوند.» یکی از کارکنان کاخ موزه سعدآباد مدعی شد: «بسیج برای تحویل دادن کاخ احمدشاهی اجازه ساخت یک بنای جدید را در محوطه سعدآباد گرفته و به همین دلیل اقدام به قطع تعدادی درخت در این محدوده کرده است.» عشرت شایق هم بدون اینکه این فرضیه را رد کند از امکان جایگزینی نهال های تازه به جای درختان کهنسال می گوید: «هیچ بنایی به جز کاخ احمدشاهی در محدوده ویژه بسیج
وجود ندارد و مجموعه سعدآباد هم از امکانات بسیج در این ناحیه بی اطلاع است. قطعاً آنها با پس دادن کاخ فضای دیگری را برای خود فراهم می کنند.» او هیچ اطلاعی از ساخت وساز در این ناحیه ندارد اما طبق قوانین میراث فرهنگی هرگونه ساخت وساز در عرصه و حریم اثر تاریخی غیرقانونی است و لازم است قبل از تغییری در محدوده یک اثر تاریخی از سازمان میراث فرهنگی مجوز دریافت شود.
منبع:زیستا
به گزارش خبرگزاری فرانسه ماکس رایجر در مصاحبهای گفت:"از اول اکتبر، به کارمندان شهری مانند سیاستمداران و آموزگاران در محل کار تنها آب لولهكشي ارائه میشود."
این شهر که مقر گروههای صنعتی سوئد مانند وولوو و SKF و دوربین سازی هاسل بلاد و دومین دانشگاه بزرگ اسکاندیناوی است - 39000 لیتر آب بطری در سال 2007 برای کارمندان بخش عمومی خریداری کرد بود.
شورای شهر گوتنبرگ [Gothenburg] امسال تصمیم گرفت به خاطر مشکلات زیست محیطی که حمل و نقل این آبهای بطری از مسافات طولانی ایجاد میکند، خرید آن را کنار بگذارد و به این ترتیب با توجه به این که ارزان آب شیر در این شهر که بالاترین کیفیت را هم دارد، در هزینههای شهری هم صرفهجویی کند.
البته مشتریان تسهیلات شهرداری مانند رستورانها و آسایشگاهها همچنان میتوانند تقاضای آب بطری کنند.

سیمای طبیعی ایران را دو ویژگی عمده شکل می دهد: وجود بخشی از کوههای اروپا-آسیا و عبور گسترده ترین کمربند بیابانی کره زمین.این کمربند بیابانی از آفریقا آغاز شده و از طریق عربستان و حتی عراق به ایران و آنگاه به پاکستان و هند،منتهی می شود.از سوی دیگر بیابانهای آسیای مرکزی نیز از چین تا شرق دریای خزر گسترده شده اند.بنابراین ما باید شاهد سرزمینی بیابانی و استنپی در ایران باشیم و آنچه که باعث شده تا نواحی خشک داشته باشیم،وجود کوههای بلند و جوان است که این شرایط سخت آب و هوایی را تعدیل بخشیده اند و گاه بین نواحی بیابانی و استپی مرز قائل شده اند.

تنوع زیستی در ایران
ایران به اندازه کل قاره اروپا،پرنده و پستاندار وحشی دارد،اما عضو جامعه بین المللی اکوتوریسم طبیعت گرد TIES نیست.وجود 160 گونه پستاندار وحشی و تعداد 495 گونه پرنده ،ایران را هم سطح قاره اروپا در آورده است.تا کنون 7500 گونه گیاهی در ایران شناخته شده است که با گونه های یک قاره برابری می کند.در برخی از رده ها،از قبیل خزندگان تعداد گونه های زیستی در ایران بسیار فراتر از تعداد گونه های زیستی در اروپا است.در ایران تا کنون 164 گونه خزنده شناسایی شده است که تعداد 26 گونه آنها بومی و انحصاری کشور ماست و از این میان شش گونه در سطح جهانی در معرض تهدید انقراض شناخته شده اند.
ماهیهای آبهای شیرین داخلی 269 گونه و دوزیستان 11 گونه اند که حدود نیمی از آنها "آندومیک" (بومی) ایران تشخیص داده شده اند.
از لحاظ تنوع وراثتی نیز فلات ایران و حاشیه آن را محل انتشار طبیعی بسیاری از مهمترین گیاهان زراعی،باغی،دامهای اهلی و خویشاوندان وحشی آنها دانسته اند،به طوری که غرب ایران را یکی از مراکز تنوع وراثتی گیاهی دنیا معرفی و شناسایی کرده اند.
وسعت پارکهای ملی ایران ،در کل به یک میلیون و 649 هزارو 771 هکتار میرسد.
آثار طبیعی ایران 11 هزار و 235 هکتار وسعت دارد و 3 میلیون و 524 هزار و 181 هکتار وسعت پناهگاههای حیات وحش ایران است.اما با وجود همه اینها ،نه سازمان اکوتوریسم متولی مشخصی در ایران دارد و نه ایران در هیچ جامعه بین المللی مرتبط با آن سهمی دارد.


